خدایا تو فریاد رس هستی به فریاد بی صدا ها برس که محتاج تو هستن
سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش
رفته بودم سر حوض

 

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...

 

آب در حوض نبود

 

ماهیان می گفتند:

 

هیچ تقصیر درختان نیست

 

ظهر دم کرده تابستان بود

 

پسر روشن آب، لب پاشویه نشست

 

و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد
[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]
ببین غمگین،

 

ببین دلتنگ دیدارم...

 

ببین

 

خوابم نمی آید،

 

بیدارم...

 

نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:

 

تورا بیش از همه کس دوست میدارم
[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]
سر بروی شانه های مهربانت میگذارم

 

عقده ی دل میگشایم

 

گریه ی بی اختیارم

 

از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم

 

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم

 

ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد

 

به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم

 

ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم...

 

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم...

 

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره...

 

هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]

من از دنیا متنفرم

ای خدا قلبم دیگه کار نمیکنه

تو به فریادم برس

[ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]

پرم از درد و دلتنگی

واسم راهی نمی مونه

تو که خوب خوشی بی من بدون تو دلم خونه

دلم خونه دلم خونه وجودم بی تو داغونه ه ه ه ه ه ه دلم خونه

نمیدونه نمیدونه کسی حالمو جز خدا ها ها ها ها ها نمیدونه دلم خونه

[ ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]

شهرام شکوهی

دل دل دل دل دیوونه

کی قدر تورو میدونه ع ع ع ع ع ع ع عشق نیست

حا حا حا حا حا حا حا حال تورو ویرونه

اون که تو دلم جاشه،با عشقی که تو چشماشه..............ای کاش

ما ما ما ما ما مال من باشه

این دل مال تو بود

اما از تو چه زود

وای از رفتن تو

از دنیای حسود

[ ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]

سلام به همه دوستانم باور کنین خیلی خسته بودم از کار و زندگی ولی  با این وجود تولد چهار سالگی وبلاگم را به شما تبریک میگم و از خدا میخوام در توانم رمق و کنجکاوی بزاره تا براتون از بهترین و شیرین ترین....... لحظات عمرم در اختیار شما بزارم تا بدونین این کوچولوی چهار ساله برام خیلی عزیزه  و من هم پدر و هم مادرش هستم باور کنین دوستش دارم وبلاگمو همه زندگیم اینه

زندگی راحت تولدت مبارک البته با ذرت بخار پز که من خوردم دوستت دارم یک دنیا

عاشقتم

بوس

بوس

فعلا خداحافظ که میخوام استراحت کنم خسته ام بخدا.

لبخندتعجبخوشمزهچشمکنیشخندخندهخجالتقهقههفرشته

[ ٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢٧ ‎ب.ظ ] [ رامین میرزاعلیزاده ]
درباره وبلاگ

خسته شدم از افراد پوچ و بی هدف
موضوعات وب
 
امکانات وب
دریافت همین آهنگ